كونگ فو
پيشينه يكي از مطالب آموزشي كونگفو، زير نظر ابراهيم ميرزايي؛ چاپ شده در مجله دختران و پسران
ابراهيم ميرزايي پس از گذراندن دورههاي مختلف رزمي در رشتههايي همچون كونگفو يا همان ووشو، كاراته، تكواندو و دورههاي سخت تكاوري نزد مربيان بزرگ انگليسي، ژاپني، كرهاي و آمريكايي در كشورهاي مختلف و همچنين كسب درجاتي همچون دان ۷ كاراته گوجوريو، دان ۴ تكواندو و مدرك دكتراي تن و روان تا سال ۱۳۴۹؛ نگارش كتابي با عنوان كاراته و ذن را آغاز كرد كه در سال ۱۳۵۱ انتشار يافت. سَبْك جديدي را به نام «توآ» كه در اين كتاب به آن پرداخته شده، از همان سال مراحل آزمايش خود را در باشگاه سرباز (پهلوي سابق) گذراند و در نهايت در سال ۱۳۵۲ با تأسيس دانشكده تن و روان فعاليت رسمي خود را آغاز نمود. از آنجايي كه كونگفو توآ با فيزيك بدني جوانان ايران در آن دوره تناسب خاصي داشت، همراهان اين ورزش توانستند موفقيتهاي چشمگيري در مقايسه با ورزشهاي رزمي ديگر در ايران كسب كنند. اين امر موجب شد تا در كمتر از ۵ سال جمعيت زيادي به سوي اين ورزش جذب شوند.[۶] اما در سال ۱۳۵۶ در پي اختلاف بين ابراهيم ميرزايي و غلامرضا پهلوي (مسئول ورزش وقت)، دانشكده انشاء تن و روان تعطيل شد و جمعيت همراهان كونگفو توآ در پاركها، سالنهاي كوچك خصوصي و سولههاي اجارهاي به فعاليت خود ادامه دادند.[۷]
سازمان ورزشي و فرهنگي تاج پس از انقلاب اسلامي
بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي تقريباً تمام سالنهاي ورزشي باشگاه تاج تحت مديريت و حفاظت همراهان كونگ فوتوآ قرار گرفت و فعاليت ورزشي بار ديگر آغاز شد و كونگفو توآ حدود ۲ سال موفقيتهاي چشمگيري را كسب نمود.[۴] در سال ۱۳۶۰ به سبب فعاليتهاي سياسي ابراهيم ميرزايي بار ديگر فعاليت باشگاههاي كونگفو توآ ممنوع شد و تا سال ۱۳۷۰ همراهان اين ورزش به صورت مخفيانه به معرفي و آموزش اين ورزش ميپرداختند. در سال ۱۳۷۰ با پيگيريهاي مستمر همراهان اين فعاليت كونگ فوتوآ با عنوان «انجمن كونگفو توآ» بهطور رسمي زير نظر فدراسيون كاراته آغاز شد. در اواخر سال ۱۳۷۱ فدراسيون كونگ فو، ووشو و رزم آوران تشكيل شد و در سال ۱۳۷۸ بهنام فدراسيون ورزشهاي رزمي تغيير نام يافت. در سال ۱۳۷۹ تحت عنوان كميته مستقل كونگ فوتوآ فعاليت نمود و مجدداً در سال ۱۳۸۱ در زمره سبكهاي فدراسيون ورزشهاي رزمي درآمد. در طول اين سالها مسئولين كونگ فو توآ مانند ساير ورزشهاي رزمي آييننامهها، مقررات علمي و فني، ارتقاء رتبههاي فني و مدارج مربيگري و داوري را تدوين نمودند. در سال ۱۳۸۴ به خاطر تلاشهاي مستمر همراهان پيشكسوت و دلسوختگان و مسئولين دولت، فدراسيون كونگ فو جمهوري اسلامي ايران تشكيل گرديد و در سال ۱۳۹۰ نام كونگ فو از اين رشته جذاب ايراني حذف شد و در حال حاضر اين سبك با نام توآ در ايران و جهان فعاليت ميكندكه البته تمامي همراهان و آموزندگان اين هنر با نام كونگ فو توآ رشته خود را ميشناسند و هيچ نام ديگري را براي آن نميپسندند.[۴][۴]
مطابق لايحه قانوني واگذاري سازمان ورزشي و فرهنگي تاج به سازمان تربيت بدني ايران مصوب ۱۳۵۸٫۷٫۸ كليه اموال منقول و غيرمنقول و مطالبات و ديون سازمان ورزشي و فرهنگي تاج همراه با پرسنل واحدهاي سازمان مذكور به سازمان تربيت بدني ايران واگذار گرديد.[۸]
كونگ فو توآ و جايگاه جهاني آن
بعد از تلاشهاي شبانهروزي استادان و مربيان و همچنين فدراسيون توآ در ايران اولين مجمع با نام ووكا با حضور ۲۵ كشور تشكيل شد كه بعد از حدود ۱ سال به ووتا تغيير نام داد. در اولين حركت سازمان جهاني توآ، برگزاري اولين دوره كلاسهاي بينالمللي داوري و مربيگري بود كه از تمام كشورهاي عضو براي حضور در اين كلاسها شركت كردند. طولي نكشيد كه كشورهاي عضو به بيش از ۵۰ كشور از ۵ قاره جهان رسيد. سپس با برگزاري اولين دوره مسابقات جهاني كونگ فو توآ با حضور ۴۵ كشور علاقه و قدرت روزافزون كونگ فو توآ در بين جوامع جهاني بار ديگر شكوفا شد. ورزش رزمي كونگ فو توآ بر گرفته از فرهنگ و سنت ايرانيان، پارسيان و ديگر اقوام ايراني ميباشد، متعلق به ايرانيان است و به جز در برخي مباني نظري و مفاهيم بنيادين كه ويژگي تمام سبكهاي كونگ فو است، به لحاظ مكانيزم و ديناميك حركات و ضربات ارتباط چنداني با كونگ فو چيني يا ووشو ندارد.
هفت مايگاه مايگاه يكم
علم فيزيولوژي (فعاليت بدني انساني). جسم پايگاه تن كه خاصيت جذب و درك آن بر اسرار هندسي و توليد انرژي و لمس امواج در آزمايشگاه عظيم بدن انسان است. فرهنگستان تن (كونگ فو توآ) متكي بر ۷۳۰۰۰ تكنيك و تركيب و عكس العمل سازي نيروهاي فيزيكي و فيزيولوژي بدن انساني بر معادلات رياضي و توان سازي تا مرز جنگاوري به كشت اين دنياي ناشناخته همچون راز كهكشان تا ذرهاي پيش رفته ودر درك اسرار فيزيك انساني در كاوشيم و در جهان بودها به زيباترين توان تن به ره آيين مهر بقاء به كوششيم.
مايگاه دوم
انشاء پزشكي دركي بر احوال موجودات زنده و تفكري بر ارزيابي تن از طريق طب سوزني علم الحصاب فيزيولوژي (ماده و انرژي) خاصيت فيزيكي و شيميايي متكي بر محاسبات رياضي بر بنيان كاوشي نو و ره گرايي در بازتاب جهان ماده (خاصيت جرمي) و روانگرايي (سرعت تا بي جرمي) بر روند آموزشي و اساس دانشكده ره نمودن است.
مايگاه سوم
روانشناسي تكنولوژي رهنوردان انديشه با كشفيات و فرضيات و ايجاد تحولات انسان را در امواج حيات حيران و سرنوشت و نابساماني او را فرمان دادهاند. اين مايگاه رهنموني به عصري هيجان زده و حل مشكل حال و آينده نوجوانان، جوانان، زنان و مردان و انديشه انسان را درنهايت سرعت تصوير جسم به درك فكر نگهبان نمودن است.
مايگاه چهارم
فلسفه گرايي يا نگرش تفكر آميز و پژوهشي در وراي شك و انكارو رسيدن به فراسوي مرزي كه شكي منطقي ما را به قاطعيت راهبر شود واين تفكريست در جهان و در لحظات بينش زمان فاصله ايست از انديشه انسان با طبيعت كيهان .اين بيان انسان را در جهان بر آگاهي زيست پنهان، يكسان در درست انديشدن و در بحر تفكر فرورفتن و ترسيم دريافت و درك را به نفس كشيدن تا به آرامش و روشن بيني در جهان رسيدن است.
مايگاه پنجم
انشاء علوم، انديشدن، استدلال و تفكر در محور علوم عالم از تولد تا تولد انديشهها،از طريق دانش زمان به درك حيات رسيدن است. درمايگاه پنجم از زبان علم بر محور فيزيك ،شيمي ،رياضيات انديشه انسان را پروريدن و وي را بهطور بارور به جهان اسرار آميز رهنمون كردن است.
مايگاه ششم
روح و روان، روح فرياد انديشه و در نتيجه گردهم نمايي تن و روان به ايجاد تفكر و تمركز و گونهاي تبديل ماده به حركت جرم و تبديل خاصيت انرژي از ماهيت به ذات و سلسله مجهولات راه پيمودن است. روح روان در نمودار انديشه انسان و انسان شاهكار جهان و انديشه جهان بيني انسان . . . . پس انسان در برترين توانايان علوم كيهان و هر انسان در زمان پس انسان به درك راز جهان و نمود بودن وي در بي پايان و اين راز دانايان به دريافت بي زمان است.
مايگاه هفتم
جهان مجهولات، فراتر از خويشتن پختگي فكر زمان در تفكري بي زمان. (فراتر از خويشتن) = به عالم پنهان و جهان معنا و به دنياي تفكرها رسيدن است. (فراتر از خويشتن) = جهان آفرينش را پوييدن و راز هستي بخش را جوييدن است. (فراتر از خويشتن) = جهان تابش امواج و رابطه آن با سلسله اعصاب و بهرهگيري از منبع انرژي حيات و در نهايت سرعت و انديشه و خاصيت انديشه در ماده به كنكاش كردن است. (فراتر از خويشتن) = به انشاء اسرار فيزيكي تن به رهآورد حالات و حركات متكي بر رياضيات و روانشناسي تكنولوژي علم گرايي، فلسفه گرايي،فيزيولوژي (پزشكي) و به روح روان رسيدن است.[۹]
لباس گزارش چاپ شده از روند استقبال از كونگفوتوآ در ايران در مجله دنياي ورزش، سال ۱۳۵۳
در اصل لباس كونگفو توآ، تفاوت ساختاري خاصي با لباس ووشو ندارد ولي در مجموع لباسي كه در اين هنر بهكار ميرود از شرايط خاصي برخوردار است. از استحكام و دوام زيادي برخوردار بوده و تأمينكننده ميدان حركتي دست، پا و تنه ميباشد.
البته لباس سياه رنگ بسيار زيبا و سهمگيني هم براي كنگ فو توآ يافت ميشود كه در واقع لباس رسمي اين سبك كامل از رزم است كه به آن كت ميگويند
پيراهن ساده و معمولي كه تمام قسمتهاي بدن را ميپوشاند و از هدر رفتن انرژي بدن جلوگيري ميكند، معمولاً از جنس نخي و الياف طبيعي است تا عرق بدن را جذب كند. كمرشلوار كونگفوتوآ چنان طراحي شده كه مهرههاي قوس كمري ستون مهره را محافظت ميكند (درهنگام وارد شدن نيرو و فشارهاي زياد از لغزيدن مهرهها به روي هم وآسيب ديده گي آنها جلوگيري ميكند) و در قسمت مچ پا نيز شلوار كونگفو عضلات و زردپيهاي مچ پا را محكم نگه ميدارد و از آسيب ديدگي آنها جلوگيري ميكند.
رنگ لباس
لباس كونگفو سياه رنگ ميباشد.
از نظر علمي رنگ سياه انرژي را در خود جذب كرده و از هدر رفتن انرژي جلوگيري ميكند. در كونگفو سياهي رنگ مقدسي ميباشد؛ بدين منظور كه رنگ سياه در مقابل رنگهاي ديگر مقاومت ميكند و نفوذ هر گونه رنگ در آن بياثر است. از نظر علمي رنگ سياه نميگذارد انرژي بدن كه در اثر سوخت و ساز توليد ميشود از دست برود و آن را در خود نگه ميدارد و از پيري زودرس و خستگي و كوفتگي عضلات جلوگيري ميكند.[۱۰]
لباس قرمز
بعد از دريافت شالبند سبز كه همراه به درجه راهور ميرسد لباس او به قرمز تغيير مييابد اما شلوار هميشه مشكي ميماند.
لباس سفيد
بعد از دريافت شالبند قهوهاي كه همراه به درجه راهدان ميرسد لباس او از قرمز به سفيد تغيير مييابد.
پس از دريافت شالبند مشكي كه فرد به درجه راهبان ميرسد دوباره پيراهن او به سياه تغيير مييابد و براي هميشه اين رنگ باقي ميماند.
و بعد به درجهٔ جهانبان ميرسد.
شالبند شالبند سفيد
اولين شال كونگ فو توآ شال سفيد به نشانه آمادگي و ورود به معبد انشاء براي خودسازي.
شالبند سبز
دومين شال كونگ فو توآ شال سفيد خط سبز يا روييدن در فضاي فيزيكي.
شالبند قهوهاي
سومين شال كونگ فو توا شالبند قهوهاي است كه به معني سوختن و كسب تجربه است.
شالبند مشكي
چهارمين شال كونگ فو توآ شال مشكي يعني عبور از مرز تاريكيها و ابداع و تكامل تكنيكهاي كونگ فو توآ
شالبند سرخ
پنجمين شال كونگ فو توآ شال سرخ اي يعني سوختن در وراي نيروهاي فيزيكي و رؤيايي در ميدانهاي مبارزه؛ كه در ردهٔ جهانبان وحتي استاد است.[۱۱]
خطها خط يك (آناتوآ)
آناتوآ به معناي تو به معناي من مساوي تو و تو مساوي من و من و تو به معناي شاهين نماي ترازوي جهان تن و روان و گوهر بودگي انسان و كشف سلسله زمان و نفوذ به مرز دانايان و آگاهي به آزادي انسان، آناتوآ با ۵۱۵ تكنيك و تركيب و عكس العمل سازي و خاصيتهاي هندسي و خلاف حركت بدني در مسير عالم ذرات است. انا در زبان تركي به معناي مادر ميباشد و اناتوا در كونگ فو به معناي مادر (پايه) توا ميباشد.
خط دو (آتادو)
تادو به معناي اسرار خلقت است؛ اسرار خلقت يا هستي است يا نبرد به تركيب نيستي است. آتادو با ۳۱۷ تكنيك و تركيب و عكس العمل سازي و خاصيتهاي خلاف موجي به منظور برگردان عالم ذرات و انديشه حيات است.
خط سه (سوتو)
سوتو به معناي مرز دانايي و خروج از دايره خام عقلي و انهدام ترس از زندگي است.
خط چهار (سامسامائه)
سامسامائه به معناي كاوش است، به معني آدمي چيست؟ انسان چيست؟ از چيست؟ تولد و آغاز و آغاز و تولد او هستي است يا نيستي يا هستي و نيستي او يكي است. گرديدن انسان به چيست؟ آيا تصورات انسان تا به امروز اين چنين بودهاست يا فرهنگ توآ پذيري است، سامسامائه با ۵۰۱۱ تكنيك و تركيب و عكس العمل سازي با رسيدگي به تن و روان است. به لحاظ فيزيكي تأكيد اين فرم بر توسعه ضربات و دفاعهاي دست در توآ است. استفاده از حالات متنوع ضربات دست نشان از آشنايي و تسلط طراح فرم بر سيستمهاي گوناگون كونگ فو دارد. دورانها و پيچشهاي متعدد چه در مسير حركت و چه در تغيير محورها زيبايي خاصي به اين فرم طولاني و پيچيده ميدهد. اصرار بر اجراي قرينه محورها موجب توانمندي هر دو دست در اجرا حمله و دفاع ميگردد. بخش مركزي سامسائه كه معمولاً به نام لانه زنبوري معروف است به تنهايي مشتمل بر تركيبات همزمان دفاع و حمله در زواياي متعددي است. كسب مهارت در سامسائه علاوه بر تكرار و تمرين مستمر، نيازمند شناخت صحيح از مكانيزم ضربات دست در سيستم كونگ فو است. از ديگر نكات قابل توجه ديگر در اين فرم اختصاص بخشي مجزا و طولاني به تكنيكهاي دفاع شخصي است كه در واقع مهارت لازم براي درگيريهاي نزديك و رهايي از انواع قفلها را به همراه آموزش ميدهد.
خط پنج (مايانه)
مايانه به معناي تو و من و من و تو و تو و طبيعت مربوط به من و توست. تمركز اين خط بر توسعه قابليتهاي ضربات پاي همراهان ميباشد. تنوع ضربات همراه با تنوع استراتژيها و تركيبات ضربات پا موجب شده تا مايانه را بتوان يكي از منحصربه فردترين فرمهاي ورزشهاي رزمي بهشمار آورد. چنانچه آموزش همراه در اين مرحله به درستي و با پرهيز از شتابزدگي انجام شود، تسلط و مهارت كاملي بر ضربات پاي پيچيده و كاربردي حاصل ميشود.
خط شش (كوانا و وست مايانه)
كوانا (خط شش) كوانا به معناي تضاد است به معناي صفوف نامناسب انساني، ناهنجاريهاي رواني، عدم آشنايي بر پزشكي عالم كيهان و ترسان از ورود به جهان تفكر آميز و فلسفه گرايي و از حركات و اسرار فيزيك انساني، عدم توجه به علوم بنياني و ناآگاهي به اساس رواني و ترسان بر اسرار مجهول يگاني و مجبور كردن انسان به درك آشكار عالم پنهاني كه اين نيرو متكي بر هفت مايگاه توآ سروده دانايي است.
وست مايانه (خط شش) وست مايانه به معناي انهدام اختلالات بيمعني و نابود كردن ناهنجاريهاي مبارزه انسان در مرز آشكار و پنهان به درك انديشه هاست. كوانه و وست مايانه مجموعاً با ۸۷۶۵ تكنيك، تركيب و عكس العمل سازي ميباشد.
خط هفت (واي ما با تو يا پنجهٔ مرگ)
واي ماباتو به معني پنجه مرگ است اين معني در كونگ فو توآ از هفت مايگاه نيايش به سازندگان انديشهها و دادرسي انسانها به شناخت و بررسيهاي زيربناها و ايجاد انسان به بينشها و دانش هاست. واي ماباتو با ۳۳۰۱ تكنيك، تركيب و عكس العمل سازي است. پنجهٔ مرگ ابراهيم ميرزايي، اوج خشونت انسان و فرياد و طغيان انسان بر ستمگريهاست.
كونگ فو توآ داراي هفت خط
خط هشت (كوگوي ما - آناتواي قهوهاي)
مفهوم آن بيان گرديده اما در دست برخي از همراهان است
خط تا۲۱
فقط تعداد اندكي از راهدانان از آن برخوردارند.[۱۲]
مارا به دوستان خود معرفي كنيد:
حامد رحيمي پنجكي
برچسب: ،
ادامه مطلب